شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
کیپاپ چگونه دیوارهای کره شمالی و حکومت کیم جونگ اون را دور زد؟
- نویسنده, هیوجونگ کیم
- شغل, بیبیسی کرهای
- در, سئول
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
در یک شنبه آفتابی ماه ژوئن، لی یونسو از محل کارش مرخصی گرفت و با قطار از سئول راهی بوسان شد تا بار دیگر در کنسرت ابرگروه پاپ بیتیاس شرکت کند.
این سومین بار در طول تنها سه ماه بود که او به کنسرت این گروه میرفت.
او در ماه مارس نیز همراه با جمعیت عظیمی که برای آغاز فعالیت دوباره هفت عضو گروه به مرکز سئول رفته بودند حضور داشت، اما فاصلهاش از صحنه زیاد بود. در ماه آوریل، در نخستین اجرای تور جهانی گروه، باران شدید صدای خوانندگان را تحتالشعاع قرار داد. اما این بار در بوسان، همهچیز به گفته او «باورنکردنی» بود.
یونسو، که این نام واقعی او نیست، میگوید: «هر بار که به کنسرت بیتیاس میآیم، بیشتر متوجه میشوم که چقدر خوششانس هستم که میتوانم آزادانه کسی را دوست داشته باشم و از او حمایت کنم. در کره شمالی، چنین چیزی اصلا قابل تصور نبود.»
او در کره شمالی به دنیا آمد؛ کشوری که سالها از جهان خارج جدا مانده است و در آن سوی مرز بهشدت حفاظتشده با کره جنوبی قرار دارد. در آنجا، زندگی زیر سایه حکومتی میگذشت که بر ترس، نظارت و وفاداری استوار بود.
او میگوید: «برای شرکت در مراسم و برنامهها باید انتخاب میشدی و اگر انتخاب نمیشدی، مجبور بودی در خانه بمانی و حتی پردهها را هم بکشی.»
اکنون، در کره جنوبی، او خودش تصمیم میگیرد از چه کسی حمایت کند و چگونه احساساتش را نشان دهد. در بوسان، در کنار هزاران هوادار دیگر، فریاد زد، پرید و با تمام وجود همراه گروه آواز خواند.
یونسو که در خانوادهای نظامی بزرگ شده است، از کودکی آموخت که کره جنوبی دشمن است. پس از فرار از کره شمالی نیز در ابتدا تلاش میکرد از فرهنگ کره جنوبی فاصله بگیرد، اما موسیقی راه خود را به زندگی او باز کرد.
او در سال ۲۰۱۱، پیش از آغاز فعالیت بیتیاس و پیش از آنکه کیپاپ به پدیدهای جهانی تبدیل شود، از کره شمالی گریخت. امروز اما حتی گوش دادن به موسیقی کره جنوبی یا تماشای برنامههای تلویزیونی آن در کره شمالی جرم محسوب میشود و میتواند به زندان یا حتی مجازاتهای سنگینتر منجر شود.
برخی از جداشدگان، از جمله یونسو، میگویند تا پیش از عبور از مرز هرگز موسیقی کره جنوبی را نشنیده بودند. اما پس از آشنایی با آن، دنیایی تازه از آزادی و شادی پیش رویشان گشوده شد؛ دنیایی که به آنها کمک کرد با زندگی جدید و کاملا متفاوت خود سازگار شوند.
در مقابل، برخی دیگر از جداشدگان به بیبیسی گفتهاند که با وجود تمام محدودیتها، کیپاپ توانسته راه خود را به درون حکومت بسته و سرکوبگر کیم جونگ اون باز کند.
آنها میگویند در خفا به این آهنگها گوش میدادند؛ اغلب بدون آنکه بدانند خواننده یا گروه اجراکننده چه کسی است، اما به اشعار مرموز و امیدبخش آن دل میبستند. بعضی نیز موفق شده بودند اجراهای کیپاپ را ببینند و از دیدن خوانندههایی با موهای آبیرنگ و آرایش صورت شگفتزده شده بودند و از خود میپرسیدند: «چرا مردها این شکلی هستند؟»
هانا اوه، ۲۵ ساله از کره شمالی، میگوید: «کره شمالی جایی است که تمام ساختار آن طوری طراحی شده تا فقط یک چهره مشهور و یک الگو وجود داشته باشد؛ کیم جونگ اون.»
اما همانطور که مشخص شده، مردم کره شمالی الگوهای دیگری هم پیدا کردهاند؛ از جمله بیتیاس و بلکپینک و پیش از آنها «تین تاپ»، «گرلز جنریشن» و«تو پیام».
به گفته یکی از جداشدگان کره شمالی، حتی نام کرهای گروه بیتیاس، «بنگتان سونیوندان» به بخشی از زبان روزمره مردم در کره شمالی تبدیل شده است.
نام این گروه کیپاپ فراتر از موسیقی رفته و به اصطلاحی رایج برای توصیف برخی مدلهای لباس و وسایل میان جوانان تبدیل شده است.
«مثل ما کرهای هستند، اما متفاوت»
برای کانگ گیوری، که در سال ۲۰۲۳ از کره شمالی گریخت، یک آهنگ از بیتیاس بیش از همه در ذهنش مانده است: دینامیت.
بیتیاس در سال ۲۰۲۰ با انتشار آهنگ دینامیت رکوردهای پخش اینترنتی را جابهجا کرد. اعضای گروه گفته بودند این قطعه با حالوهوای دیسکو برای روحیه دادن به مردم جهان در دوران همهگیری کووید ساخته شده است. با وجود اینکه این نخستین ترانه کاملا انگلیسی زبان گروه بود، صدای آن به کره شمالی نیز رسید.
گیوری، ۲۶ ساله، میگوید: «متن ترانه را نمیفهمیدم، اما ملودی آن آنقدر جذاب بود که آدم را هیجانزده میکرد. همه با آن همراه میشدند.»
در آن زمان، او در شهرستان ساحلی کیونگسونگ در کره شمالی زندگی میکرد؛ جایی که خانوادهها میتوانستند با استفاده از آنتن، سیگنالهای تلویزیونی آنسوی آب را دریافت کنند. هر وقت کیفیت دریافت خوب بود، برنامههای آخر هفته را تماشا میکردند؛ برنامههایی که در آن خوانندگان کیپاپ با موهای رنگارنگ و رقصهای هماهنگ با یکدیگر رقابت میکردند.
او میگوید: «همه چیز برایم شوکهکننده بود. فکر میکردم آنها هم مثل ما کرهای هستند، اما ظاهرشان کاملا متفاوت بود.»
رپ برای او پدیدهای تازه بود.
او میگوید: «اول با خودم گفتم: «اصلا این هم آهنگ است؟» اما وقتی دیدم همزمان با رپ خواندن، آنقدر جذاب میرقصند، پسرها هم شروع کردند از آنها تقلید کردن.»
به گفته او، یاد گرفتن حرکتهای معروف رقص هر آهنگ، میان نوجوانان به یک مد تبدیل شده بود. کسانی که به رقص علاقه داشتند، از بیتیاس و پیش از آن از گروه «تین تاپ» که در دهه ۲۰۱۰ با آهنگهای الکتروپاپ محبوب شده بود، الگوبرداری میکردند.
گیوری میگوید چون بسیاری از این آهنگها را مخفیانه گوش میداد، دیگر عنوان آنها را به خاطر ندارد. او آثار گروه «گرلز جنریشن»، یکی از مشهورترین و تاثیرگذارترین گروههای دخترانه کره جنوبی، را شنیده بود و بعدها نیز به طرفدار جنی، عضو گروه «بلکپینک» تبدیل شد.
او میگوید: «توضیح دادنش سخت است، اما موسیقی او نوعی انرژی، اراده و قدرت خاص دارد.»
او میگوید موسیقی کره جنوبی اصلا قابل مقایسه با آهنگهای کره شمالی نبود.
«آهنگهای کره شمالی انگار به گوشم ضربه میزدند. بیشتر ترانههایی که در کودکی میشنیدم درباره انقلاب یا سیاست بودند. حتی داخل خانه هم مجبور بودیم رادیو یا تلویزیون دولتی را روشن نگه داریم.»
گیوری میگوید چون اغلب از طریق تلویزیون با آهنگهای جدید آشنا میشد، نسبتا سریع از موسیقی محبوب روز با خبر میشد. اما بسیاری از مردم کره شمالی از دستگاههای امپی ۳ یا کارتهای حافظه کوچک اسدی استفاده میکردند. به گفته او، موسیقی نسبت به سریالهای تلویزیونی آسانتر پخش میشد، هرچند این روند همچنان کند بود.
در اواسط تا اواخر دهه ۲۰۱۰، همزمان با جهانی شدن کیپاپ، آهنگهای تازه در کنار تصنیفهای عاشقانه چند دهه قبل روی کارتهای اسدی که در کره شمالی دست به دست میشدند، ذخیره بودند. نام فایلها معمولا بههمریخته یا ناقص بود و به همین دلیل هانا اوه بهندرت میدانست نام آهنگ، خواننده یا سال انتشار آن چیست.
هانا، که در سال ۲۰۱۹ از کره شمالی گریخت، میگوید: «آن زمان دانستن این اطلاعات برایم اهمیتی نداشت. برای همین بیشتر به متن ترانهها توجه میکردم.»
او میگوید یک آهنگ بیش از همه در ذهنش ماندگار شد. بارها و بارها به آن گوش میداد و تکتک واژههای کرهای آن را یادداشت میکرد.
او میگوید: «همه شعر به زبان کرهای بود و به همین دلیل فهمیدنش از آهنگهای کیپاپی که گوش میدادم خیلی راحتتر بود.»
پنجرهای رو به جهان بیرون
گوش دادن به موسیقی کره جنوبی همیشه خطرناک بود. هانا میگوید زمانی که نوجوان بود، همیشه دو کارت حافظه اسدی همراه خود داشت.
او میگوید: «یکی از آنها پر از موسیقی کره جنوبی بود. دیگری یک کارت حافظه خالی بود که اگر دستگیر میشدم، آن را تحویل ماموران میدادم.»
هانا میگوید هر زمان دانشآموزی به دلیل تماشای محتوای کره جنوبی دستگیر میشد، مدارس مختلف شهر برای برگزاری «جلسات انتقاد عمومی» گرد هم میآمدند.
او میگوید: «در این جلسات دقیقا اعلام میکردند آن فرد چه فیلمها یا برنامههای کره جنوبی را دیده است و در برابر همه اعلام میکردند که به کانون اصلاح و تربیت فرستاده خواهد شد. هدف این بود که به دیگران نشان دهند اگر گرفتار شوند، چه سرنوشتی در انتظارشان است.»
با وجود این، هانا همچنان به موسیقی گوش میداد و برنامههای کره جنوبی را تماشا میکرد.
او میگوید: «وقتی یک بار آن دنیا را ببینی، دیگر نمیتوانی از آن دل بکنی.»
جدا نگه داشتن مردم کره شمالی از جهان بیرون، همواره یکی از پایههای بقای حکومت خاندان کیم بوده است. تبلیغات رسمی حکومت یک پیام ثابت دارد: پیونگیانگ در همه چیز، از اقتصاد گرفته تا هنر، برتر است و هیچ چیزی نمیتواند با زندگی زیر سایه خاندان کیم رقابت کند. بنابراین، هر نشانهای که حاکی از وجود آزادی در آن سوی مرز جنوبی باشد، برای حکومت خطرناک تلقی میشود.
اکنون که فرهنگ کره جنوبی به یکی از مهمترین ابزارهای قدرت نرم این کشور تبدیل شده، کیم جونگ اون نیز سرکوب را تشدید کرده است. گزارشها حاکی است که در سال ۲۰۲۲ سه نوجوان به دلیل توزیع محتوای کره جنوبی در ملا عام اعدام شدند.
با وجود این سرکوبها، نتایج یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۳ نشان داد ۹۸ درصد جداشدگان گفتهاند زمانی که در کره شمالی زندگی میکردند، فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی کره جنوبی را دیده بودند. حدود ۸۰ درصد نیز گفتهاند این تجربه، کنجکاوی آنها را نسبت به کره جنوبی افزایش داده و حتی بر شیوه صحبت کردن و سبک پوشششان تاثیر گذاشته است.
هانا معتقد است حکومت دقیقا از همین موضوع هراس دارد.
او میگوید: «بعضیها شروع میکنند به پوشیدن دامنهای کوتاهتر یا رنگ کردن موهایشان. وقتی مردم شروع به ابراز هویت و سلیقه شخصی خود میکنند، این موضوع بر سیستمی تاثیر میگذارد که در آن همه باید یکسان فکر کنند و یکسان رفتار کنند.»
گیوری میگوید همین اتفاق برای او نیز رخ داد. او تاکید میکند که دلیل ترک کره شمالی صرفا سختیهای زندگی نبود، بلکه آشنایی با موسیقی و برنامههای تلویزیونی کره جنوبی باعث شد تفاوت میان دو کشور را دیگر نتواند نادیده بگیرد.
او میگوید: «هر بار که تلویزیون تماشا میکردم و بعد از خانه بیرون میرفتم، دیگر نمیتوانستم آن شرایط را تحمل کنم.» منظور او حضور مأموران نظارتی بود که مردم را زیر نظر داشتند تا کوچکترین نشانهای از تاثیرپذیری از فرهنگ خارجی را پیدا کنند.
گیوری میگوید زمانی بود که آشنایی با موسیقی و برنامههای کره جنوبی نوعی امتیاز محسوب میشد.
او میگوید: «باعث میشد آدم شیکتر و بهروزتر به نظر برسد. مردم میگفتند: «او بلد است از زندگی لذت ببرد.» اما وقتی قوانین سختگیرانهتر شد، همه خیلی محتاطتر شدند.»
او میگوید ابتدا خبر میرسید که کسی دستگیر شده است و بعد، خبر اعدامها دهان به دهان میچرخید. به گفته او، حکومت عمدا این اخبار را منتشر میکرد تا دیگران را بترساند.
او میگوید: «شنیدم دو پسری را که میشناختم اعدام کردند. یکی تقریبا هم سن خودم بود و دیگری حدود ۱۹ سال داشت.»
اما او میگوید مردم با وجود همه این خطرها، دست از تماشای این محتوای ممنوعه برنداشتند.
او میگوید: «این محتوا مثل منفذی برای نفس کشیدن ما بود؛ پنجرهای رو به جهان بیرون. مردم جانشان را برایش به خطر میانداختند، چون به آنها امید میداد تا یک روز دیگر دوام بیاورند.»
او میگوید مردم کره شمالی سالهاست چنین خطری را به جان میخرند.
یونسو که در دهه ۲۰۰۰ از کره شمالی گریخت، میگوید: ««میدانی کسانی که در زندان با آنها آشنا شدم چرا آنجا بودند؟ چون هنگام تماشای سریالهای کره جنوبی دستگیر شده بودند یا به کسی کمک کرده بودند به کره جنوبی فرار کند.»
او میگوید در نخستین تلاشش برای فرار، پس از آنکه مقامهای چینی هنگام عبور از مرز او را بازداشت کردند، دوباره به اجبار به کره شمالی بازگردانده شد و سر از زندان درآورد.
او میگوید حتی در زندان نیز یک ترانه کره جنوبی به او امید میداد.
او زیر لب مدام زمزمه میکرد: «بلند شو. نگذار تو را بشکنند.»
او میگوید: «با خودم میگفتم باید زنده بمانم. باید خودم را به کره جنوبی برسانم.»
«شجاعتِ ایستادن و فرار نکردن»
و او سرانجام موفق شد. اما سازگار شدن با زندگی در کره جنوبی آسان نبود.
یونسو میگوید در مصاحبههای شغلی، کارفرمایان از او میپرسیدند آیا اهل کره شمالی است یا کرهای تباری که از چین آمده است. او میگوید پس از آن پرسشها، بهندرت پاسخی از آنها دریافت میکرد.
سپس روزی بهطور اتفاقی ویدیویی از اجرای آهنگ «آیدل»، یکی از آثار پرانرژی بیتیاس که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد، دید و شیفته این گروه شد.
او به جمع هواداران بیتیاس، که با نام «آرمی» شناخته میشوند، پیوست، در گردهماییهای طرفداران شرکت کرد، یک صفحه هواداری راهاندازی کرد، در رایگیریهای مرتبط با کیپاپ شرکت کرد و بهطور مرتب درباره این گروه مطلب منتشر میکرد.
اما بزرگترین تغییری که در زندگیاش رخ داد این بود که دیگر احساس نمیکرد باید گذشته خود را پنهان کند.
او میگوید: «وقتی به دوستان نزدیکم در «آرمی» گفتم اهل کره شمالی هستم، هیچ کس رفتار متفاوتی با من نداشت. همانطور که میان هواداران، افرادی از برزیل یا ژاپن حضور داشتند، من هم از کره شمالی آمده بودم.»
برای نخستین بار، او احساس کرد واقعا به جامعه کره جنوبی تعلق دارد و موسیقی، بهآرامی، نگاهش را نسبت به خودش تغییر داد.
سهگانه آلبومهای «خودت را دوست داشته باش» از گروه بیتیاس که بر پذیرش خود و التیام زخمهای درونی تمرکز داشت، و همچنین پیام آر.ام، رهبر گروه، که از مخاطبان میخواست «از ما، از بیتیاس، برای دوست داشتن خودتان کمک بگیرید»، با میلیونها نفر در سراسر جهان همدلی ایجاد کرد؛ از جمله با یونسو.
در میان همه آهنگها، بگو: خودم را دوست دارم» که توسط عضو محبوب او، جیمین، اجرا شده بود، بیش از همه بر او تاثیر گذاشت.
در بخشی از این ترانه آمده است:«چرا مدام سعی میکنی پشت نقابت پنهان شوی؟ حتی زخمهایی که اشتباهاتت بر جا گذاشتهاند، بخشی از صورت فلکی من هستند.»
یونسو میگوید: «این آهنگ به من شهامت داد تا دیگر از گذشتهام فرار نکنم و با آن بخش از وجودم روبهرو شوم. هرچه بیشتر خودم را شناختم، قلبم نیز بیشتر آماده پذیرفتن دیگران شد.»
هانا کانگ، که ۲۰ سال پیش وارد کره جنوبی شد، میگوید او نیز به دلیل چیزی که هرگز در کره شمالی تجربه نکرده بود، به طرفدار بیتیاس تبدیل شد: آزادی بیان احساسات.
آهنگی که بیش از همه بر او اثر گذاشت «روز بهاری» بود؛ ترانهای که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد و با وجود حالوهوای اندوهگینش، سرشار از امید است و از جدایی و دلتنگی سخن میگوید.
هانا میگوید این آهنگ او را به یاد زادگاه و خانوادهای میاندازد که در کره شمالی پست سر گذاشته است.
او میگوید: «دلم برایشان تنگ شده بود و هر روز بیشتر احساس میکردم آنها به جهانی دیگر تعلق دارند.»
هانا و یونسو زمانی با بیتیاس آشنا شدند که این گروه در حال تبدیل شدن به یک پدیده جهانی بود، اما آنچه بیش از همه آنها را به این گروه نزدیک کرد، آشنایی با دشواریها و رنجهایی بود که اعضای بیتیاس آشکارا درباره آن سخن میگفتند و در ترانههایشان بازتاب میدادند.
یونسو میگوید حمایت از بیتیاس برای او نوعی «تشویق کردن خودش» بود.
برای هانا، این گروه به آینهای تبدیل شد.
او میگوید: «وقتی به آنها نگاه میکردم، با خودم میگفتم: اگر آنها میتوانند با این همه سختی باز هم به تلاش ادامه دهند، شاید من هم بتوانم.»
اما تجربه کسانی که در سالهای اخیر از کره شمالی فرار کردهاند، متفاوت است.
آنها در دورانی به کره جنوبی میرسند که موسیقی کرهای سراسر جهان را تسخیر کرده و بیتیاس پرچمدار این موج است. به همین دلیل، امروز در مقایسه با گذشته، انتخابهای بسیار بیشتری در اختیارشان قرار دارد.
هانا اوه، که در سال ۲۰۱۹ وارد کره جنوبی شد، میگوید تصور میکرد بیشتر وقتش را صرف تماشای موسیقی و سریالهایی خواهد کرد که زمانی مجبور بود مخفیانه دنبال کند.
اما در عوض، با چیزی کاملا تازه روبهرو شد: حق انتخاب.
او میگوید: «کارهای بسیار زیاد دیگری بود که میتوانستم انجام دهم. به نوعی، حالا در همان دنیایی زندگی میکنم که قبلا فقط در سریالها دیده بودم.»