شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
تنگنای ایران و عمان در تنگه هرمز؛ رابطه ویژهای که دیگر آنقدرها ویژه نیست
- نویسنده, حسین اسماعیلی
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
بیش از ۱۰ روز قبل، فقط چند ساعت بعد از بازگشت عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، از مسقط و دیدارش با بدر بوسعیدی، وزیر خارجه عمان، اتفاقی بین دو کشور رخ داد که در تاریخ معاصر آنها کمسابقه بود.
وزارت خارجه عمان روز ۲۱ تیر موسی فرهنگ، سفیر جمهوری اسلامی ایران در مسقط، را احضار و یادداشت اعتراضی رسمی به دولت جمهوری اسلامی ایران را به او تسلیم کرد. احضار سفیر ایران در عمان برای اعتراض تا همین چندی پیش هم قابل تصور نبود.
بنابر بیانیه وزارت خارجه عمان، دلیل احضار سفیر ایران حملات پهپادی به مناطقی در استانهای مسندم و الوسطی بود که مسقط آنها را به ایران نسبت داده است. وزارت خارجه عمان اعلام کرد این حملات را «اقداماتی غیرمسئولانه» میداند و بر لزوم پایبندی به اصول احترام به حاکمیت کشورها، حسن همجواری و عدم مداخله در امور داخلی تأکید کرد.
پس از اینکه سه کشتی در تنگه هرمز و از جمله در نزدیکی عمان هدف قرار گرفتند، آتش جنگ بین ایران و آمریکا شعلهور شد و سپس مناطقی در عمان هدف حملاتی قرار گرفت که دولت عمان آنها را به ایران نسبت داد. اگرچه آمریکا در عمان پایگاه نظامی مستقلی در مالکیت خود ندارد، بر اساس توافقهای دفاعی به شماری از تأسیسات نظامی و بندری این کشور دسترسی دارد. ایران با شروع جنگ اعلام کرده که نظامیان آمریکا در منطقه هدف مشروعاش هستند.
محور مذاکرات عراقچی در آخرین سفرش به عمان، پیش از این احضار، مطابق هفتههای اخیر، گفتوگو بر سر نحوه مدیریت تنگه هرمز بود که ایران اصرار دارد دیگر به شکل پیش از جنگ ۴۰ روزه نخواهد بود.
یک دریا فاصله میان دیدگاههای ایران و عمان در تنگه هرمز
تنگه هرمز که هفتههاست حتی در زمانی که باز بوده، در وضعیتی بلاتکلیف برای دریانوردان قرار داشته، در آبهای سرزمینی ایران و عمان است. مسقط بهتازگی با همکاری سازمان ملل یک گذرگاه موقت برای تخلیه کشتیهای گرفتار در این تنگه ایجاد کرده که در آبهای سرزمینی عمان است، اما ایران بهشدت به آن اعتراض دارد و عباس عراقچی برای گفتگو در همین زمینه به مسقط رفت.
هفته پیش از سفر عراقچی به مسقط، عمان در نشست شورای حکمرانی سازمان بینالمللی دریانوردی موضعی کاملا متفاوت از ایران درباره تنگه هرمز گرفت که در تضاد آشکار با خواسته جمهوری اسلامی ایران است. مسقط بر لزوم پایبندی به حقوق بینالملل و آزادی کشتیرانی تأکید و اعلام کرد که عمان با دریافت عوارض یا هزینه اجباری برای عبور کشتیها از تنگه هرمز مخالف است و چنین اقدامی را مغایر حقوق بینالملل میداند.
عمان در هفتههای اخیر بارها میزبان مقامهای جمهوری اسلامی در سطوح مختلف برای مذاکره بر سر تنگه هرمز بوده است، اما هر بار بر تداوم مذاکرات تأکید داشت که تحلیلگران آن را راهی سیاسی برای فرار از ابراز مخالفت صریح با ایران تفسیر میکنند. با این حال تحولات منطقه بهگونهای پیش میرود که پنهان نگه داشتن اختلافهای سیاسی دیگر ممکن نیست.
چند روز پس از بازگشت هیئت ایرانی از عمان و احضار کمسابقه سفیر جمهوری اسلامی، در اظهاراتی از سوی کاظم غریبآبادی، معاون وزیر خارجه ایران، سطح تنش موجود بین تهران و مسقط واضحتر شد.
او به تلویزیون ایران گفت که دلیل سفر وزیر خارجه ابراز مخالفت با مسیر تازه در تنگه هرمز در آبهای عمان بود و خبر داد: «رفتیم مأموریتی را انجام دهیم در خصوص تنگه هرمز... حالا اگر توانستیم آنها را با موضع اصولی خودمان همراه کنیم، طبیعتاً این سناریوی مطلوب و ایدهآل بود و اگر نمیشد حداقل این است که به آنها میگوییم از این پس باید منتظر تحولات جدیدی در منطقه و تنگه هرمز باشند.»
«تا قبل از این جنگ ما چیزی گفتیم به عمان؟»
وضعیت بحرانی بین دو کشور، با وجود تلاش معاون وزیر خارجه ایران در عادی نشان دادن اوضاع، مشخص است:
«حتی عمانیها که قصد داشتند از بعضی کشورهای دیگر دعوت کنند برای مینزدایی در قسمت آبهای سرزمینی خودشان در این مسیر جنوبی که باز کردند، ما بهشدت مخالفت کردیم. اینجا زیر سؤال بردن حاکمیت عمان نیست... ما مایل نیستیم پای کشتیهای نظامی و تجهیزات بیگانه در تنگه هرمز باز شود، حتی به بهانه مینزدایی.»
در عمل، به نظر میرسد موضع ایران به این معناست که در شرایط درگیری نظامی با ایالات متحده، عمان نمیتواند بدون در نظر گرفتن ملاحظات تهران درباره مسیر کشتیرانی و حضور نیروهای خارجی در آبهای سرزمینی خود تصمیم بگیرد؛ موضعی که با برداشت غالب از حقوق بینالملل دریایی درباره عبور ترانزیتی آزاد و بدون مانع از تنگههای مورد استفاده برای کشتیرانی بینالمللی در تعارض است.
معاون وزیر خارجه ایران توضیح داده که مسائل با عمان در ماههای اخیر تغییر کرده و گفته است: «۶۰ سال است توافق کردیم که هم مسیر ورودی و هم مسیر خروجی از تنگه هرمز از آبهای سرزمینی عمان شود. هم قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب تا قبل از این جنگ ما چیزی گفتیم به عمان؟ مگر به عمان گفتیم تمام این مسیر در آبهای سرزمینی شماست باید برگردیم؟ نه. چون مشکلی نداشتیم. هم دو همسایهایم که روابط خوبی داشتیم و هم تهدید خاصی از سمت تنگه هرمز متوجه ما نشد.»
اشاره او ظاهرا به طرح جداسازی ترافیک کشتیرانی است که از سال ۱۹۶۸ در سازمان بینالمللی دریانوردی به رسمیت شناخته شده است.
ایران در جریان جنگ حتی عمان را هم هدف قرار داده بود. عباس عراقچی، در مصاحبهای با جواد موگویی در مجموعه «روایت جنگ» گفته است که جمهوری اسلامی به یک شرکت عمانی در یکی از بنادر آن کشور که به کشتیهای آمریکایی سوخت می فروخت، «یکی دو بار» حمله کرد: «البته عمانیها خیلی دلخور شدند، در جنگ از ما حمایت کرده بودند اما جلوی آن شرکت را گرفتند.»
همزمان با علنی شدن اختلافات دو دولت، وزیر خارجه عمان، بدر البوسعیدی، مقالهای نوشت که نشانه واضحی از نگرانی از امنیت عمان و روابطش هم با ایران و هم آمریکاست: «بحران اخیر نشان داد که نقش قدرتهای خارجی در منطقه باید مورد بازنگری قرار گیرد» و پیشنهاد داد هدف اصلی اکنون نباید فقط توقف موقت درگیریها، بلکه رسیدن به پایان واقعی جنگ و ایجاد سازوکاری پایدار برای جلوگیری از تکرار آن باشد.
در حالی که عمان بهعنوان یکی از دو کشور مجاور تنگه هرمز به صراحت از مخالفت در تغییر نحوه اداره این گذرگاه گفته است، ایران در این مسیر بیشتر از همیشه تنها مانده است، اما این تنها جنبه از دست رفتن روابط گرم ایران و عمان نیست که هیچگاه روابط پرتنشی همچون وضعیت کنونی نداشتند.
«سلطنتم را مدیون خون شهدای ایرانی میدانم»
روابط ایران و عمان به دلایل مختلفی همواره با ثباتتر از دیگر کشورهای ساحلی خلیج فارس بوده است.
به غیر از موضوع تنگه هرمز که دو کشور را ناچاراً به هم نزدیک کرده و البته روابط تاریخی که عمانیها به ویژه با شهروندان سیستان و بلوچستان به دلیل قرابت جغرافیایی داشتند مهمترین دلیلی که دو کشور دارای روابط گرمی بودند، ریشه در تاریخ معاصر دارد: کمک محمدرضا شاه به سلطان قابوس، حکمران پیشین این کشور، در جنگ با شورشیان ظفار که نه تنها باعث تداوم یکپارچگی عمان شد، بلکه سلطنت در خاندان آل سعید را نیز تضمین کرد.
جنگ ظفار نخستین عملیات رزمی گسترده و طولانیمدت ارتش شاهنشاهی ایران در خارج از کشور بود. ایران در جنگ به دعوت سلطان قابوس حضور داشت و هدف اعلامشده، بازپسگیری مناطق تحت کنترل شورشیان چپگرا و جلوگیری از پیشروی آنان در جنوب عمان بود.
مجموع شمار نظامیان ایرانی اعزامشده به عمان در طول جنگ ظفار، حدود ۱۵ هزار نفر تخمین زده شده است. آمار کشتهشدگان ایرانی این جنگ هم اعلام نشده، اما منابع مختلف تا حدود ۷۰۰ نفر را نزدیکترین به واقعیت میدانند. یکی از رسانههای محلی ایران از گورستانی در مشهد خبر داده که بر اساس گفتههای مردم محلی در سال ۱۳۵۳، پیکر گروهی از نظامیان کشتهشده ایران در عمان در آن دفن شدهاند.
پایان عملیات عمده ظفار و پیروزی بر شورشیان در سال ۱۳۵۴ اعلام شد. محمدرضا شاه پیشتر، در توضیح دلیل مداخله نظامی ایران، گفته بود: «بدون دخالت ایران، ظفار به یک آنگولا تبدیل میشد.» آنگولا در آن زمان صحنه جنگ داخلی و رقابت نیروهای مورد حمایت قدرتهای خارجی بود. سلطان قابوس در آذر همان سال پایان رسمی جنگ را اعلام کرد، اما بخشی از نیروهای ایرانی پس از آن نیز در عمان باقی ماندند.
علیاکبر صالحی، وزیر امور خارجه ایران در سالهای ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲، که در جریان مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا در عمان بارها با سلطان قابوس دیدارهای مفصلی داشت، در کتاب خاطراتش نقل کرده است که حاکم وقت عمان به او گفته بود: «سلطنتم را مدیون خون شهدای ایرانی میدانم که در سرزمین عمان ریخته شده است.»
جمهوری اسلامی چه در سالهای اول استقرارش و چه در سالهای پایانی عمر سلطان قابوس، همواره از کمکهای عمان در میانجیگری با غرب برخوردار بود. در سالهای جنگ هشتساله ایران و عراق نیز عمان کوشید روابط خود با ایران را حفظ کند و از پیوستن آشکار به جبهه مخالف تهران خودداری کرد.
نقطه اوج وساطت عمان، میان ایران و آمریکا و مذاکرات پنهانی دو کشور در دوره ریاستجمهوری باراک اوباما بود که زمینه را برای توافق جامع اقدام مشترک (برجام) فراهم کرد. پیام باراک اوباما به علی خامنهای که بنا بر روایت مقامهای ایرانی، حاکی از پذیرش غنیسازی اورانیوم در ایران در چارچوب یک توافق بود، با ابتکار سلطان قابوس به تهران رسید.
چنین روابطی در بین هیچکدام از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با ایران وجود نداشته است. هرچند این روابط اکنون دیگر در اوج خود نیست و روابطی که دو کشور آن را «الگوی منطقه» میخوانند، ترک برداشته است.
تلاش ناکام عمان و حضور کمرنگ در تشییع خامنهای
آخرین ابتکار عمان، تلاش برای میانجیگری میان ایران و آمریکا در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ بود، اما هر دو بار، این میانجیگریها پیش از رسیدن به نتیجه، با آغاز جنگ متوقف شد.
عمان در مقطع کنونی دیگر میانجی اصلی و آشکار ایران و آمریکا نیست و پاکستان نقش پررنگتری به دست آورده است. به دلیل موضوع تنگه هرمز، ایران و عمان همچنان مجبور به تماسهای نزدیک با یکدیگرند و ناچاراً آمریکا هم بهعنوان یک طرف اختلاف در این مذاکرات دخیل است. دونالد ترامپ پیش از تنش اخیر که موجب بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران و محاصره مجدد دریایی ایران از سوی آمریکا شد، گفته بود که دو کشور در جریان مذاکرات اخیر در عمان به توافق نزدیک بودند، اما ایرانیها «ناگهان نظرشان عوض شد.»
در یک میزگرد در تلویزیون ایران، مجید شاکری، یک تحلیلگر نزدیک به حکومت گفته است که گشودن گذرگاه موقت در تنگه هرمز کمک غیرمستقیم عمان به آمریکا و شرکایش در منطقه است و نباید اجازه داد تداوم پیدا کند. در این برنامه پیشنهاد شده که با مینریزی وسیع دریایی به عمان «کمک شود» از زیر فشار همسایگان و آمریکا برای باز نگه داشتن این گذرگاه خارج شود.
روابط ایران و عمان مثل یک سال پیش نیست. حتی مشابه قبل از جنگ اخیر هم نیست. مقامهای عمانی هنوز ظاهر روابط خود با ایران را حفظ کردهاند و برخلاف قطر که حملات ایران را «خیانت» خواند، موضعگیری تندی علیه تهران نداشتند، اما احضار سفیر ایران و سطح پایین حضور در مراسم تشییع علی خامنهای، نشانههایی از آن است که آن روابط ویژه، دیگر ویژگی پیشین را ندارد.