زندایا،‌ زیویه و جنجال بر سر گوشواره‌های «سه‌هزار ساله»‌ ایرانی

منتشر شده در
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

زندایا، ستاره آمریکایی فیلم ادیسه، در مراسمی برای تبلیغ این فیلم خبرساز در لندن، با لباسی سفید و گوشواره‌هایی طلایی و چشمگیر ظاهر شد. لباس او در این برنامه که پیش از افتتاح رسمی فیلم برگزار شد، متناسب با نقش آتنا در اقتباس سینمایی کریستوفر نولان و با الهام از پوشش یونان باستان، انتخاب شده بود.

اما آنچه ابتدا بخشی از پوشش متناسب با نقش به نظر می‌رسید، اندکی بعد به بحثی داغ درباره میراث باستانی و فرهنگی ایران و «سوءاستفاده» از آثار و اشیاء باستانی تبدیل شد.

گوشواره‌های زندایا صرفا با الهام از آثار باستانی ساخته نشده بودند. در مرکز هر یک، صفحه‌ای طلایی قرار داشت که به گفته گالری جواهرات «بارون لندن» متعلق به هزاره اول پیش از میلاد و منتسب به «گنجینه زیویه» در شمال غرب ایران بود. این صفحات با طلای ۱۸ عیار و حلقه‌ای از الماس به گوشواره‌های امروزی تبدیل شده‌ بود.

همین کافی بود تا نام یکی از مشهورترین یافته‌های باستان‌شناسی ایران بار دیگر بر سر زبان‌ها بیفتد؛ مجموعه‌ای از آثار سه‌هزار ساله که از زمان کشفش در دهه ۱۳۲۰ خورشیدی، هم به دلیل ارزش هنری و تاریخی‌اش شهرت داشته و هم به دلیل سرگذشت پرپیچ‌وخم و پرسش‌هایی که درباره آن مطرح شده است.

از «بازار عتیقه» تا فرش قرمز

انتقادها نخست در شبکه‌های اجتماعی و سپس در میان باستان‌شناسان و پژوهشگران تاریخ هنر مطرح شد. مخالفان گفتند اشیایی با چنین قدمت و اهمیت فرهنگی نباید به لوازم تبلیغاتی یک فیلم هالیوودی یا بخشی از پوشش یک چهره مشهور تبدیل شوند.

سوسن بابایی، استاد تاریخ هنر ایران و اسلام در موسسه کورتولد لندن، به روزنامه گاردین گفت این آثار «برای نمایش به عنوان زیورآلات ساخته نشده‌اند» و بخشی از «میراث بشری» هستند. او افزود این اشیا احتمالا «معنا و کارکرد معنوی بسیار مهمی» داشته‌اند و استفاده از آنها به این شکل آنها را «از هرگونه معنا» تهی می‌کند.

برخی دیگر نیز این اقدام را نمونه‌ای از عادی‌سازی تجارت آثاری دانستند که ممکن است از حفاری‌های غیرقانونی به دست آمده باشد.

گالری بارون لندن که این گوشواره‌ها را در اختیار زندایا قرار داده، در واکنش گفت که صفحات طلایی در پایه‌هایی گیره‌ای و «غیرتهاجمی» قرار گرفته‌اند و برای ساخت گوشواره آسیبی ندیده‌اند. این گالری همچنین گفت گوشواره‌ها بخشی از مجموعه خصوصی آن است، برای فروش عرضه نشده و هدف از امانت دادن آن به زندایا، جلب توجه به هنر و تاریخ ایران بوده است. زندایا خود به انتقادها پاسخی نداده است.

اما منتقدان می‌گویند موضوع فقط آسیب دیدن فیزیکی این زیورآلات نیست. به گفته آنها، پرسش‌های مهم‌تری درباره منشاء این آثار، چگونگی خروج آنها از ایران، مدارک مربوط به محل کشف و مالکیت قانونی‌شان و همچنین پیامدهای استفاده نمایشی از اشیایی با چنین پیشینه‌ای مطرح است.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، این پلاک‌های طلایی پیش از تبدیل شدن به گوشواره، در بازار آثار باستانی لندن و مجموعه‌های خصوصی دست‌به‌دست شده بود. گلن اسپیرو، جواهرساز بریتانیایی، آن‌ها را با الماس و طلای جدید ترکیب کرد و در مجموعه‌ای با عنوان «عناصر جهان کهن» قرار داد.

بر اساس گزارش‌ها گالری بارون لندن این قطعات را در سال ۲۰۲۰ خریده است. با این حال، جزئیات کامل زنجیره مالکیت پیش از آن به طور کامل شفاف و عمومی نیست که این امر خود بخشی از جنجال‌های مربوط به منشاء آثار باستانی است.

زیویه؛ گنجینه‌ای با داستانی پیچیده

زیویه نام روستا و محوطه‌ای باستانی در نزدیکی سقز، در استان کردستان ایران است. دژ باستانی آن بر فراز تپه‌ای بلند قرار دارد و بر مسیرهایی مسلط بوده که فلات ایران را به بین‌النهرین، آناتولی و مناطق شمالی متصل می‌کردند. کاوش‌ها نشان می‌دهد این محل در سده‌های هشتم و هفتم پیش از میلاد یک مرکز مهم نظامی، اداری و احتمالا اقامتگاه حاکمی محلی بوده است.

معماری کشف‌شده شامل دیوارهای قطور خشتی، پلکان ورودی، پایه‌ستون‌ها، تالاری ستون‌دار، اتاق‌ها، راهروها و بخش‌های دفاعی است. باستان‌شناسان همچنین سفال، سرپیکان‌های مفرغی و آهنی، قطعات عاج و استخوان و یک مهر گِلی یافته‌اند که احتمالا متعلق به روسای دوم، پادشاه اورارتو، بوده است. این مهر از ارتباط سیاسی یا اداری زیویه با حکومت اورارتو در اواخر قرن هفتم پیش از میلاد حکایت دارد.

بسیاری از پژوهشگران امروزی زیویه را با قلمرو منائیان (ماننا) مرتبط می‌دانند؛ حکومتی منطقه‌ای که میان قدرت‌های آشور در جنوب غربی و اورارتو در شمال قرار گرفته بود. آثار هنری این منطقه نیز آمیزه‌ای از سنت‌های محلی زاگرس و سبک‌های آشوری، اورارتویی و سکایی را نشان می‌دهد. به همین دلیل، به گفته کارشناسان، نسبت دادن تمام اشیای منتسب به زیویه به یک قوم یا حکومت مشخص دشوار است.

ماجرای «گنجینه» احتمالا در سال ۱۹۴۶ یا ۱۹۴۷ میلادی آغاز شد. روایت مشهور می‌گوید روستاییان یا چوپانی محلی، پس از فرسایش بخشی از تپه، ظرف یا تابوتی بزرگ از جنس مفرغ پیدا کردند که درون آن اشیائی از طلا، نقره، مفرغ، عاج و سفال قرار داشت. گفته شده است برخی صفحات طلا برای تقسیم میان یابندگان بریده و بعضی اشیا ذوب یا به دلالان فروخته شدند.

منابع درباره سال دقیق کشف، هویت یابندگان اولیه، محل دقیق یافتن و حتی وجود ظرف مفرغی اختلاف نظر جدی دارند. روایت گنجینه زیویه پیش از آنکه باستان‌شناسان بتوانند محل را به‌درستی بررسی کنند، وارد بازار عتیقه شد. آندره گدار، مدیر وقت اداره باستان‌شناسی ایران (اداره‌ کل عتیقات)، در سال ۱۹۴۸ تعدادی از اشیاء موجود در مجموعه شخصی خود و نزد عتیقه‌فروش معروفی به نام ایوب ربنو را منتشر کرد که در آن ابتدا تنها به منطقه سقز اشاره کرده بود اما یک سال بعد نام زیویه را به‌عنوان محل کشف معرفی کرد.

در دهه‌های بعد، شمار اشیایی که با برچسب «زیویه» فروخته یا دست‌به‌دست می‌شدند به صدها قطعه رسید. رومن گیرشمن، باستان‌شناس فرانسوی، فهرستی شامل بیش از ۶۰۰ شیء ارائه کرد و آن‌ها را اجزای آرامگاه شاهزاده یا پادشاهی سکایی دانست. پژوهشگران دیگر از مخفیگاه سلطنتی منائیان یا آرامگاه یک حاکم مادی سخن گفتند.

گنجینه‌ای واقعی یا ساخته بازار عتیقه؟

اسکار وایت موسکارلا، باستان‌شناس برجسته آمریکایی که خود در کاوش سال ۱۹۶۴ زیویه شرکت داشت، بنیادی‌ترین نقد را بر روایت رسمی وارد کرد. به اعتقاد او، هرچند احتمالا تعدادی از اشیاء واقعا از زیویه غارت شده بودند، اما هیچ شاهد علمی معتبری وجود نداشت که نشان دهد صدها قطعه‌ای که بعدها با برچسب «زیویه» در بازار ظاهر شدند، همگی از همان محل یا حتی از خود سایت زیویه بوده‌اند.

گفته می‌شود هنگامی که موسکارلا از سه نفر از ساکنان محلی درباره نقطه دقیق کشف پرسید، هر کدام سه مکان متفاوت را نشان دادند. او همچنین تاکید کرد که حجم اشیای منتسب به زیویه به قدری زیاد است که امکان جا گرفتن آن‌ها در ظرف برنزی توصیف‌شده در روایت اولیه وجود نداشت. خود آندره گدار نیز ابتدا اشیاء را مرتبط با این ظرف دانست، اما بعدا این ارتباط را رد کرد.

مشکل مهم‌تر این بود که در کاوش‌های علمی زیویه، مجموعه‌ای مشابه طلاها، نقره‌ها و عاج‌های باشکوه بازار عتیقه به دست نیامد. کاوش‌ها وجود یک دژ مهم عصر آهن و شبکه فرهنگی پیچیده آن را تایید کرد، اما نتوانستند اصالت «گنجینه» را به صورت یک مجموعه واحد ثابت کنند.

بعدا مشخص شد که تعدادی از اشیای فروخته‌شده با عنوان «زیویه» جعلی بوده‌اند. موزه بریتانیا برخی قطعات طلایی منتسب به زیویه را در فهرست خود به‌عنوان «جعلی» ثبت کرده است. موزه ملی هنر آسیایی اسمیتسونین نیز یک دسته طلایی به شکل بز وحشی را «جعل مدرن» دانسته و موزه متروپولیتن نیویورک قطعه‌ای را با برچسب «احتمالا جعلی» فهرست کرده است.

این ابهام درباره دو صفحه طلایی به‌کاررفته در گوشواره‌های زندایا نیز، که آثاری «منتسب به گنجینه زیویه» معرفی شده‌اند، وجود دارد. در باستان‌شناسی، چنین انتسابی همیشه قطعی تلقی نمی‌شود، زیرا در بسیاری از موارد بر سوابق بازار عتیقه، شباهت‌های سبکی یا روایت فروشندگان استوار است، نه بر اسناد یک حفاری علمی.

آثار منتسب به زیویه امروز کجا هستند؟

به دلیل پراکندگی سریع اشیا، آنچه «گنجینه زیویه» خوانده می‌شود اکنون در موزه‌های ایران، اروپا و آمریکا و نیز مجموعه‌های خصوصی نگهداری می‌شود. فهرست کامل و قطعی وجود ندارد، زیرا برخی قطعات همچنان در بازارند، بسیاری سابقه روشن ندارند و درباره اصالت بعضی دیگر اختلاف نظر وجود دارد.

موزه ملی ایران بخش‌هایی از یک بشقاب نقره مرمت‌شده، مهرهای گلی (از جمله مربوط به روسای دوم) و تعدادی شیء دیگر را در اختیار دارد. تعدادی عاج و قطعات استخوانی که طی کاوش‌های کنترل‌شده اواسط دهه ۱۳۷۰ خورشیدی به دست آمده‌اند، در موزه باستان‌شناسی سنندج نگهداری می‌شوند. اهمیت این اشیاء از بسیاری از طلاهای مشهور بازار عتیقه بیشتر است، زیرا محل و شرایط دقیق کشف آن‌ها ثبت شده است.

موزه متروپولیتن نیویورک مجموعه قابل توجهی از صفحات طلا، قطعات کمربند، عاج‌ها، سفال و نقش‌های حیوانی منسوب به زیویه را در اختیار دارد. این موزه معمولا در توضیحات خود از عبارت محتاطانه «گفته می‌شود از زیویه آمده» استفاده می‌کند و تاکید دارد که انتساب قطعی این اشیاء ممکن نیست.

برای نمونه، یک نقش طلایی به شکل خرگوش در متروپولیتن احتمالا زمانی بر روی همان بشقاب نقره‌ای نصب بوده که بخش اصلی آن اکنون در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود. قطعات مشابه دیگری نیز در موزه هنرهای زیبای بوستون و موزه‌های پاریس وجود دارند؛ بنابراین اجزای احتمالی یک شیء واحد اکنون بین چندین کشور تقسیم شده‌اند.

موزه بریتانیا قطعه‌ای از یک کمربند طلایی با نقش گوزن، بز کوهی و سر شیر را در مجموعه خود دارد، اما در توضیحات رسمی نوشته است که این قطعه «گفته می‌شود» از زیویه آمده است. بخشی دیگر که احتمالا به همان کمربند تعلق داشته، در یک مجموعه خصوصی در ژنو نگهداری می‌شد و در سال ۲۰۱۲ در حراج کریستیز عرضه شد.

زیویه یک محوطه باستانی شناخته‌شده و مهم است، اما آنچه امروز با عنوان «گنجینه زیویه» شناخته می‌شود، مجموعه‌ای است که درباره منشاء و ترکیب آن اختلاف نظرهای جدی وجود دارد. پژوهشگران معتقدند برخی از اشیای منتسب به این گنجینه احتمالا از همین محوطه به دست آمده‌اند، اما درباره بسیاری دیگر شواهد قطعی در دست نیست و انتساب آنها بیشتر بر سابقه حضورشان در بازار عتیقه استوار است تا یافته‌های یک حفاری علمی.

همین سابقه، بحث درباره دو صفحه طلایی به‌کاررفته در گوشواره‌های زندایا را نیز از دنیای مد فراتر برده و بار دیگر پرسش‌هایی را درباره منشاء، مالکیت و نحوه نمایش آثار باستانی مطرح کرده است.