شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
فینال جام جهانی از زاویهای دیگر؛ جدال استاد و شاگرد
- نویسنده, گییم بالاگه
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
لوئیس د لا فوئنته، سرمربی اسپانیا، و لیونل اسکالونی، سرمربی آرژانتین، در حالی فینال جام جهانی را برگزار خواهند کرد که از مسیرهای متفاوتی خود را به نیوجرسی رساندهاند؛ با این حال، آنها همیشه یک ویژگی مشترک دارند که پیونددهنده میان آنها است.
در سال ۲۰۱۷ و در دوران بلاتکلیفی اسکالونی پس از خداحافظی از فوتبال، او در فدراسیون فوتبال اسپانیا ثبتنام کرد تا برای دریافت مدرک «پرو لایسنس یوفا» که بالاترین مدرک مربیگری در فوتبال اروپا به شمار میرود، تحصیل کند.
آنجا بود که او برای نخستین بار با د لا فوئنته ملاقات کرد؛ کسی که تدریس واحد تاکتیک را بر عهده داشت و همزمان، سرمربی تیم زیر ۱۹ سال اسپانیا بود.
اسکالونی این دوره را با کسب یکی از بهترین نمرهها در ورودی خود پشت سر گذاشت و از آن زمان گفته است که د لا فوئنته «کمک بسیار بزرگی» به او و همکلاسیهایش کرده است.
رابطه میان این دو مرد از همان زمان تا به امروز پابرجا مانده است.
د لا فوئنته حاصل یک سیستم اصولی است و اسکالونی رشدیافته در فرهنگ خاص رختکنهای فوتبال آرژانتین؛ اما آنها وجوه مشترک بسیار بیشتری دارند.
هر دو پس از دورههایی که به نظر میرسید فوتبال آنها را پشت سر گذاشته است، بهعنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شدند و هر دو تیمهایی ساختهاند که در هسته خود مانند خانواده عمل میکنند؛ با ارزشهایی که هم به ورزش نزدیک است و هم به مذهب کاتولیک که هر دو به آن باور دارند.
د لا فوئنته تلاش میکند همزمان فاتح جام جهانی و قهرمان اروپا باشد، در حالی که اسکالونی تنها ۹۰ دقیقه با دفاع از عنوان قهرمانی جهان خود فاصله دارد.
این کارنامهای درخشان برای دو مرد است که هیچکدام حتی یک بازی را هم در سطح اول فوتبال باشگاهی مربیگری نکردهاند.
تماس تلفنی که د لا فوئنته را در فوتبال نگه داشت
د لا فوئنته در شهر هارو و در منطقه شرابخیز لاریوخا بزرگ شد؛ جایی که محل برگزاری «نبرد شراب» است: جشن سالانهای که در آن هزاران تن با لباس سفید یکدیگر را غرق در شراب قرمز میکنند.
او پس از بازنشستگی از فوتبال در سال ۱۹۹۴، ۱۵ سال را در نقشهای مختلف و در باشگاههای متعددی سپری کرد که شامل مربیگری در لیگهای پایینتر اسپانیا، مسئولیت تیمهای پایه، و دستیاری مربی میشد.
باشگاه دپورتیوو آلاوز در دسته دوم (تیمی که د لا فوئنته دوران بازی خود را در آن به پایان رسانده بود) در سال ۲۰۱۱ از سمت سرمربیگری اخراجش کرد و او ۱۸ ماه بعدی را بدون کار گذراند و به سرعت در حال دور شدن از دنیای فوتبال بود.
داستان د لا فوئنته با فدراسیون با یک تصمیم متکی بر ایمان آغاز شد؛ زمانی که یک آگهی روزنامه را برای جذب مربی تیمهای پایه در فدراسیون فوتبال اسپانیا دید.
او با ایناکی سائز، سرمربی سابق اسپانیا، تماس گرفت و سائز به فدراسیون اعلام کرد که د لا فوئنته فردی ایدهآل برای این کار است. قرارداد اولیه سه ماهه بود تا تیم زیر ۱۹ سال اسپانیا را به رقابتهای قهرمانی اروپا در لیتوانی ببرد.
او در مرحله نیمهنهایی به فرانسه باخت اما عملکردش برای جلب نظر فدراسیون و بستن قرارداد کافی بود. در گام بعدی او، بازیکنانی مانند رودری و اونای سیمون و میکل مرینو را به دوره بعدی مسابقات یورو زیر ۱۹ سال برد، قهرمان شد و روند موفقیتها از همانجا تداوم یافت.
د لا فوئنته در سال ۲۰۲۲ بهعنوان سرمربی تیم ملی بزرگسالان اسپانیا انتخاب شد، در حالی که هدایت بیشتر اعضای این تیم را از دوران نوجوانی و در ردههای زیر ۱۹ سال و زیر ۲۱ سال و المپیک بر عهده داشت و عناوین قهرمانی مختلفی را با آنها کسب کرده بود.
او دنی اولمو، مارتین زوبیمندی، پدری، میکل اویارزابال، و مارک کوکوریا و خانوادههایشان را برای یک دهه است که میشناسد.
روش چیست؟ نهادینه کردن فرهنگ احترام به رقبا، صبوری در مسیر کار، و دعوت همگان به بردباری و آرامش.
کار و زندگی او بر پایه فداکاری و فروتنی و مسئولیتپذیری تیمی استوار است؛ ارزشهای ورزشی که بازتابدهنده باورهای مذهبی هستند.
این موضوع در رفتارهای کوچک او نیز نمایان میشود. نیم ساعت پیش از فینال یورو ۲۰۲۴، در حالی که ورزشگاه در حال پر شدن بود، او با تلفن همراهش وضعیت خانواده را پیگیری میکرد تا مطمئن شود به سلامت به استادیوم رسیدهاند.
این روحیه بار دیگر در همین جام جهانی خود را نشان داد؛ زمانی که د لا فونته ۶۵ ساله در اواسط بازی متوجه شد مادر عکاس فدراسیون درگذشته است و او را به جمع بازیکنان آورد تا همه با هم او را در آغوش بکشند.
این روحیه به شکلی دردناکتر، پیش از بازی نیمهنهایی مقابل فرانسه نیز آشکار شد؛ جایی که پرسشی درباره برادرش که سه سال پیش درگذشته بود، او را در نشست خبری پیش از بازی بهوضوح منقلب کرد.
خانواده برای د لا فوئنته موضوعی حیاتی و بنیان همهچیز در اطراف او است. پسرش، آلبرتو، یکی از اعضای کادر فنی تیم ملی اسپانیا است.
کباب و کارائوکه؛ عوامل شکلدهنده آرژانتین اسکالونی
در نقطه مقابل، آموزش اسکالونی نه در کلاسهای درس فدراسیون، بلکه در رختکنهای فوتبال آرژانتین شکل گرفت؛ رختکنهایی با سلسلهمراتب و قوانین نانوشته خود که بزرگتر از هر فردی است و در آنها بازیکنان باسابقه و بزرگتر قدرتی دارند که مربیان باید به آن احترام بگذارند.
او در پوجاتو بزرگ شد، شهر کوچکی در نزدیکی روساریو که خانوادهاش هنوز در آنجا ذرت و گندم و سویا کشت میکنند و در زمینهای فوتبالی که پدرش، آنخل، او و برادرش مائورو را برای تمرین و بازی به آنجا میبرد.
اسکالونی عضوی از تیم قهرمان آرژانتین در جام جهانی زیر ۲۰ سال بود که سال ۱۹۹۷ در مالزی برگزار شد؛ در کنار والتر ساموئل و پابلو آیمار، که اکنون هر دو روی نیمکت در کنار او حضور دارند.
او با جام قهرمانی به کشور بازگشت اما یک فرود اضطراری در آن سفر، ترس از پرواز را در جانش انداخت.
در سفرهای خارج از خانه دپورتیوو لاکرونیا در سراسر اسپانیا، او با همتیمیهایش به مقصد میرفت اما برای بازگشت، مسیرهای طولانی را به تنهایی و با ماشین پدرش رانندگی میکرد؛ ۶۰۰ کیلومتر تا مادرید و ۱۰۰۰ کیلومتر تا بارسلونا.
او بیش از ۲۰۰ بار با پیراهن دپورتیوو مسابقه داد، به این تیم برای قهرمانی در لالیگا کمک کرد و در ادامه در چندین باشگاه دیگر نیز بازی کرد که شامل یک دوره حضور قرضی در وستهم یونایتد در سال ۲۰۰۶ نیز میشد.
دوران بازنشستگی در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ سختتر از آنچه انتظار داشت، گذشت. او و همسرش، الیسا مونترو، پیش از آن به همراه دو فرزند کوچکشان در مایورکا (زادگاه همسرش) مستقر شده بودند و اسکالونی این دوران انتقالی را چالشبرانگیز یافت.
او هدایت گروهی از نوجوانان ۱۴ ساله را در سون کالیو، باشگاه کوچکی در ۱۰ دقیقهای خانهاش، بر عهده گرفت؛ صبحها گاهی روی خط طولی زمین از سرما یخ میزد ولی برای نخستین بار از زمان آویختن کفشهایش خوشحال بود.
او از آن زمان بارها تاکید کرده است که هر باشگاهی باید یک روانشناس داشته باشد تا بازیکنان را دقیقا برای همان لحظه آماده کند: صبحهای خالی از فوتبال.
کارنامه مربیگری اسکالونی مانند د لا فوئنته سرشار از حضور در باشگاههای مختلف نیست.
او در سال ۲۰۱۶ دستیار خورخه سمپائولی، هموطنش در شهر سویا، شد و این زوج یک سال بعد هدایت تیم ملی آرژانتین را بر عهده گرفتند.
وقتی سمپائولی در سال ۲۰۱۸ پس از ناکامی در جام جهانی روسیه اخراج شد، مقامهای فدراسیون سرانجام اسکالونی را بهعنوان جانشین معرفی کردند و او بهرغم انتقادهای شدید در آن زمان بهدلیل کمتجربگی، تاکنون این سمت را حفظ کرده است.
هنر اسکالونی لزوما در تاکتیکها خلاصه نمیشود. کادر فنی او اکنون بیشتر از بازیکنان سابقی تشکیل شده است که به طور غریزی نیازهای بازیکنان را در سطح ملی درک میکنند؛ نیازهایی که کمتر به سخنرانیهای تاکتیکی و بیشتر به داستانهای مشترک وابسته است.
مراسم کبابخوری، شبهای کارائوکه، و ترکیب عمدی ستاره بودن با لحظات عادی زندگی، اساس ساختار رختکن آرژانتین را شکل میدهند.
اسکالونی پس از هدایت آرژانتین به قهرمانی در کوپا آمریکا و جام جهانی، خود به روانشناس مراجعه کرد.
به گفته خودش، زمانی که آدرنالین فروکش کرد و بزرگی آنچه رخ داده بود نمایان شد، همزمان با بیماری پدر و مادرش در آن دوران، این جلسات درمانی و دوچرخهسواریهای طولانی بود که به او برای عبور از آن شرایط کمک کرد.
تداوم به جای دگرگونی
هر دو مربی تیمهایی ساختهاند که بزرگترین قدرت آنها وجود یک ستاره خاص نیست، بلکه اعتمادی است که یک گروه به خوبی مدیریتشده ایجاد میکند.
توصیف فرناندو هیرو، مدیر سابق فدراسیون فوتبال اسپانیا، درباره د لا فوئنته بهعنوان «کارشناس مواد خام موجود در فوتبال اسپانیا که خانوادهای ساخته است که در آن بازیکنان لذت میبرند»، میتواند تقریبا کلمهبهکلمه برای آرژانتینِ اسکالونی هم به کار رود.
آنها مربیانی هستند که با قدرت کار تیمی پیش میروند و هر دو تداوم را بر دگرگونی ترجیح میدهند.
د لا فوئنته به نسلی که از نوجوانی مربیگریشان را بر عهده داشت وفادار ماند؛ اسکالونی نیز حتی پس از شکست آرژانتین مقابل برزیل در نیمهنهایی کوپا آمریکا ۲۰۱۹، به بازیکنان مکمل اطراف مسی اعتماد کرد و این تصمیم دو سال بعد در ماراکانا با کسب نخستین عنوان قهرمانی مسی با تیم ملی، جواب داد.
هر دو، به شکلی معنادار، حس مشابهی را در پاسخ به این که موفقیت با تیم ملی چه معنایی دارد، بیان میکنند.
د لا فوئنته از افتخار تماشای «لذت دوباره مردم کشور» صحبت میکند. اسکالونی نیز بارها به هواداران حاضر در سکوها، تلاشهای آنها برای همراهی با تیم ملی و مردم داخل کشور اشاره کرده است.
امشب، شاگرد و معلم دوباره با یکدیگر دیدار میکنند. آنها به یاد خواهند داشت و احتمالا اشاره خواهند کرد که باخت هم بخشی از ورزش است.
اما پیروزی در این مسابقه، داستان دو مردی را که روزی از فوتبال رانده شده بودند و اکنون نام خود را دوباره در کتاب اصلی آن ثبت کردهاند، حتی باورنکردنیتر خواهد کرد.